شمس سراج عفيف

322

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

شمس سراج عفيف برابر « 2 » بودي - چون سلطان فيروز شاه بكوچ متواتر بآرزوي تمام بشتاب گام دران صحرا ميرسيد و ميخواست كه پرهء شكار كند پيش ازان يك روز بر حكم فرمان شاه فيروز فرمايش ميكردند - و خلائق لشكر را دران شب بطويله فرود ميآوردند دران شب دهل پاس نميزدند - و درين « 3 » مقام نميتواختند - سلطان فيروز شاه دران روز از فرودگاه كوچ ميكرد - و تمام لشكر از سوار و پياده و بندگان جرار برابر ميبودند - و بنگاه نيز برابر شاه ميشد - و دران رز خود بدولت و سعادت بالاي بلندي استاده ميشد - و فرود آن بلندي سواران لشكر در پره رها ميشدند - و دو نشانهء شكار به حكم فرمان جهاندار ميآوردند - يك نشانه را در طرف راستا ميفرستادند و نشانهء دوم را طرف چپا - يك جانب ملك نائب باربك ايستاده سواران را در پره رها ميكرد « 4 » - و در پره ميگذاشت - و جانب دوم ملك عماد الملك دنبال آن نشانهاي شكار - هريك سوار بدم ريز ميرفت - هريك خيل عليحده عليحده ميگذشت - چون ياران خيل در پره ميرفتند اول نيزه آن خيل رها ميكردند - بعده دنبال آن نيزه تمام سواران خيل‌دار ميرفتند - بعضى اشخاص از تاثير حسد بيقياس كه در جسد آدمي تعبيه است درين محل پيش آن شهريار اكمل ميگفتند - كه مر شمار عرض لشكر همين‌ست

--> ( 2 ن ) بدائره * ( 3 ن ) روز شده بهير مقام نمينواختند * ( 4 ن ) ميگذاشت *